منوی اصلی

مطالب پايگاه
امکانات سایت




 

مهدى(عج) در آئينه‏ى روايات

نوشتار ذيل برداشتي از سخنراني حضرت استاد ميلاني است كه در ماه مبارك رمضان پيرامون امام مهدي(عج) ايراد فرموده‏اند. در اين نوشتار نقاط اشتراك مسلمانان درباره‏ي حضرت مهدي(عج) بيان شده و برخي از احاديث مورد اتفاق شيعه و اهل سنت بررسي مي‏شود و در ادامه به برخي سؤالات در زمينه مهدويت پاسخ داده شده و معنا و مفهوم حديث شريف (افضل الاعمال انتظار الفرج) تبيين مي‏شود.

شيعه‏ي اماميّه، بر اين باور است كه‏
1- امام مهدي(عج) دوازدهمين امام از ائمه‏ي اطهار (عليهمُ‏السّلام) است؛
2- ايشان، پا به عرصه‏ي گيتي گذاشته و در حال حاضر، در اين پهناي هستي، حيات دارد ولي از ديدگان پنهان است؛
3- انديشه‏ي ناب مهدوي، با اين خصوصيّات، از ضروريات مذهب تشيّع بوده و هر گونه تشكيك و ترديد آفريني در آن، موجب بيرون رفتن از مذهب است.
اين نوشتار، از سه فصل تشكيل شده است:
الف) مباحث مربوط به اصل مهدي باوري و اعتقادات شيعه‏ي دوازده امامي؛
ب) پژوهش درباره‏ي روايات و سخنان موجود در كتاب‏هاي اهل سنّت كه مخالف با نظر شيعه‏ي اماميّه است؛
ج) پاسخ به سؤالاتي در باره‏ي مهدويّت كه به اذهان خطور مي‏كند و گاهي در كتاب‏ها مطرح مي‏شود و چه بسا نويسندگان اهل سنّت، با اين سؤالات، باورهاي شيعه را در اين زمينه مورد طعن و انتقاد قرار مي‏دهند.

فصل يكم: نقاط اشتراك تمامي مسلمانان‏
نكته‏ي يكم - همه‏ي مسلمانان، جز اندكي، بر اين كه رسول اكرم (صلّي‏اللّهُ‏عليه‏وآله‏وسلّم) به وجود ((مهدي)) خبر و نويد داده‏اند و براي آن حضرت، اسماء و صفاتي را ذكر فرموده‏اند، اتّفاق دارند. روايات شيعه و اهل سنّت، در اين موضوع، بيش از حد تواتر است. بنابراين، جامعه‏ي اسلامي، همگي، بر اين باورند و هرگاه كسي بعد از شناخت از چنين اخباري، اصل اين عقيده را تكذيب كند، در حقيقت، سخنان پيامبر اكرم (صلّي‏اللّهُ‏عليه‏وآله‏وسلّم) را دروغ شمرده است.
اخبار نبي اكرم (صلّي‏اللّهُ‏عليه‏وآله‏وسلّم) درباره‏ي اين موضوع، در كتاب‏هاي معتبر شيعه و نيز در صحاح و سنن و مجاميع اهل سنّت، موجود است.
نيز از سوي علماي شيعه و سنّي، كتاب‏هايي جداگانه درباره‏ي حضرت مهدي(عج) تدوين شده است.
علاوه بر احاديث، آيات بسياري از قرآن مجيد هم به امام مهدي(عج) تأويل شده است.
بنابراين، نبايد براي قول ابن خلدون در جهت ردّ روايات مهدويّت و انكار مهدي در اسلام، ارزشي قائل شد. برخي از علماي اهل سنّت هم در ردّ نظر ابن خلدون مطالبي را نوشته‏اند.
مشهورترين تدوين كنندگان احاديث امام مهدي، از اهل سنّت، اينان‏اند:
1- ابوبكر بن أبي خيثمة (وفات 279 ه)؛
2- نعيم بن حمّاد المروزي (وفات 288 ه)؛
3- ابوحسين بن المنادي (وفات 336 ه)؛
4- ابونعيم اصفهاني (وفات 430 ه)؛
5- ابوالعلاء عطار همداني (وفات 569 ه)؛
6- عبدالغني مقدسي (وفات 600 ه)؛
7- ابن عربي اندلسي (وفات 638 ه)؛
8- سعدالدين الطمويي (وفات 650 ه)؛
9- ابوعبداللّه كنجي شافعي (وفات 658)؛
10- يوسف بن يحيي المقدسي (وفات 658)؛
11- ابن قيّم جوزيه (وفات 685 ه)؛
12- ابن كثير دمشقي (وفات 774 ه)؛
13- جلال الدين سيوطي (وفات 911 ه)؛
14- شهاب الدين ابن حجر مكّي (وفات 974 ه)؛
15- علي بن حسام الدين متقي هندي (وفات 975 ه)؛
16- نورالدين علي قاري هروي (وفات 1014 ه)؛
17- محمد بن علي شوكاني (وفات 1250 ه)؛
18- احمد بن صديق غماري (وفات 1380 ه)؛
گفتني است، در زمان معاصر هم كتاب‏هاي زيادي از سوي مؤلفان [ سنّي ] درباره‏ي مهدويّت، تدوين شده است.(1)

تواتر احاديث مهدي(عج)
از ميان علماي اهل سنّت، افراد بسياري، به متواتر بودن احاديث مهدي(عج) و يا لااقل به صحّت آن‏ها، تصريح كرده‏اند. از جمله‏ي آنان، مي‏توان اين افراد را نام برد:
1- ترمذي (صاحب الصحيح)؛
2- محمد بن حسين آبري (وفات 363 ه)؛
3- حاكم نيشابوري (صاحب مستدرك)؛
4- ابوبكر بيهقي (صاحب السنن الكبري)؛
5- فرّاء بغوي محيي السنة؛
6- ابن اثير جزري؛
7- جمال الدين مزّي؛
8- شمس الدين ذهبي؛
9- نورالدين هيثمي؛
10- ابن حجر عسقلاني؛
11- جلال الدين سيوطي.
خلاصه اين كه در امّت اسلامي، محلّي براي ترديد آفريني در اصل ايده‏ي مهدويّت، يافت نمي‏شود.
نكته‏ي دوم - در هر زمان، حتماً، بايد امامي باشد كه همه‏ي مسلمانان به او اعتقاد داشته و به او اقتدا كنند و او را ميان خود و حق تعالي، حجت قرار دهند.
ما اين نكته را از اين آيات و روايات مي‏فهميم:
1- ((لئلاّ يكون للنّاس علي اللّه حجّة))(2)؛ تا براي مردم در مقابل خداوند [ بهانه و ] حجتي نباشد.
2- ((ليهلك مَن هلك عن بينةٍ و يحيي‏ مَنْ حيَّ عن بينةٍ))(3) (تا كسي را كه [ بايد ] هلاك شود، آگاهانه هلاك شود و كسي كه [ بايد ] زنده بماند، آگاهانه، زنده بماند.
3- ((قل فللّه الحجة البالغة))(4)؛ بگو: ((برهان رسا ويژه‏ي خدا است.)).
حضرت علي (عليه‏السّلام) هم در نهج البلاغه مي‏فرمايند:
اللهمّ بلي لاتخلو الأرض من قائمٍ لِلّه بحجةٍ إمّا ظاهراً مشهوراً و إمّا خائفاً مغموراً، لئلاّ تبطل حجج الله و بيناته(5)؛
آري، زمين، هيچ گاه از حجّت الهي، تهي نيست. [ او ]، يا آشكار او شناخته شده و يا بيمناك و پنهان است. [ او بايد باشد ] تا حجت خدا باطل نشود و نشانه‏هايش از ميان نرود.
در اين باب، روايات بسياري در كتاب‏هاي حديثي و روايي، از جمله در صحيحين، مسانيد، سنن، معاجم،... وارد شده است كه مورد پذيرش اماميه و اهل سنّت است.
حديث يكم - ((مَنْ ماتَ و لم يعرف إمام زمانِه ماتَ ميتةً جاهلية؛ هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد، بر مرگ جاهليّت مرده است.)).
سعدالدين تفتازاني، حديث را، مرسله مسلّمه (مورد پذيرش همگان) دانسته و مباحث خود را در شرح المقاصد(6) بر آن بنا كرده است.
اين حديث شريف، با عبارات ديگري نيز وارد شده است، ولي همگي، به يك معنا اشاره دارند.
به عنوان نمونه، در مسند احمد(7)، مسند ابي داوود الطيالسي(8)، صحيح ابن حبّان(9)، المعجم الكبير(10)، اين حديث، چنين وارد شده است: ((مَن مات بغير إمامٍ مات ميتةً جاهلية)).
برخي ديگر از علما، حديث را به شكل زير از كتاب المسائل الخمسون فخر رازي نقل كرده‏اند: ((مَنْ مات و لم يعرف إمام زمانه فليمت إنْ شاء يهوديّاً وإنْ شاء نصرانياً.)).
البته، بايد چنين معرفتي، مقدمه‏ي اعتقاد باشد؛ يعني، هر كس بميرد و به امام زمان خود كه منصوب از جانب خدا است، باور نداشته باشد، بر مرگ جاهليّت مرده است.
مراد از ((امام زمانه))، هر حاكمي كه بر امور مسلمانان و مؤمنان سيطره پيدا كرده باشد، نيست؛ زيرا، شناخت چنين شخصي، واجب نيست و نشناختن او، موجب ورود در جهنم و مرگ جاهليّت نخواهد بود.
آن امامي كه شناخت و اطاعت‏اش واجب بوده و اعتقاد به او و حجت قرار دادن او بين خود و خداي لازم است، امامي است كه منصوب از جانب خداوند باشد.
تاريخ نگاران، نوشته‏اند همان عبداللّه بن عمر كه از بيعت با علي (عليه‏السّلام) امتناع كرد، شبانه، درِ خانه‏ي حجاج را كوبيد تا با او براي عبدالملك بيعت كند، تا آن شب را بدون امام به صبح نرساند!
عبداللّه، به حجاج گفت: ((شنيدم رسول الله فرمود: "مَنْ مات ولا إمام له مات ميتة جاهليّة".)). گفتني است در اين شب، حجاج عبداللّه بن عمر را تحقير كرده و پاي خود را براي بيعت دراز كرد و عبداللّه بن عمر اينگونه با حجاج بيعت نمود البته اين اثر وضعي گناه او است، زيرا كسي كه از بيعت با شخصي مثل علي (عليه‏السّلام) خودداري كند روزي با امثال حجاج با چنين كيفيتي بيعت خواهد كرد.
همچنين تاريخ نگاران در شرح حال عبداللّه بن عمر چنين آورده‏اند كه ايشان در واقعه حرّة - در اين واقعه يزيد بن معاويه به مدت سه روز شهر مدينه را براي سپاهيان خود مباح اعلام كرد تا هر كاري كه خواستند انجام دهند، در اين واقعه دهها هزار نفر از جمله صدها تن از صحابه و تابعين كشته شده و صدها زن بدون شوهر فرزند به دنيا آوردند - نزد عبداللّه بن مطيع آمد و گفت: نزد تو آمده‏ام تا حديثي را كه از رسول الله شنيده‏ام براي تو نقل كنم: پيامبر فرمود:
(من خلع يداً من طاعة لقي اللّه يوم القيامة لاحجة له، و من مات و ليس في عنقه بيعةً مات ميتةً جاهلية)(11)
البته بعدها عبداللّه بن عمر به سبب بيعت نكردن با حضرت علي (عليه‏السّلام) و مشاركت نكردن با ايشان در جنگ - با گروه متجاوزان - تأسف مي‏خورد.(12)
بنابراين مسأله وجوب شناخت امام در هر زمان و وجوب اعتقاد به امامت اشان و ملتزم شدن به بيعت با او مورد پذيرش همگان - شيعه و اهل سنّت - بوده و احاديث و سيرت صحابه بر آن دلالت داشته و از ضروريات عقائد اسلامي به شمار مي‏آيد.
نكته‏ي سوم - حضرت رسول (صلّي‏اللّهُ‏عليه‏وآله‏وسلّم) فرمودند: ((الائمة بعدي إثنا عشر)).(13) حضرت مهدي(عج) از جمله‏ي آن امامان دوازده گانه - كه حضرت خبر داده‏اند - است. در اين جهت، هيچ شك و ترديدي راه ندارد؛ چرا كه تمام صفات و قيدهايي كه در اين حديث شريف ذكر شده است، تنها بر حضرت مهدي(عج)، منطبق است و نه كس ديگر؛ زيرا، تنها، آن هنگام كه حضرت حجت (عليه‏السّلام) پديدار شود، مردم، بر امامت او اجتماع خواهند داشت و خداوند تبارك و تعالي، به دست ايشان، اسلام را عزيز خواهند گرداند و بر همه‏ي اديان غلبه خواهند داد.
برخي از نويسندگان كه جانشينان بعد از رسول اكرم (صلّي‏اللّهُ‏عليه‏وآله‏وسلّم) را از ميان بني اميه و... مي‏دانند، امام مهدي(عج) را جزء آن خلفا بر شمرده‏اند.
خلاصه‏ي سخن اينكه: 1- امّت اسلامي، داراي يك منجي مصلح، به نام مهدي (عليه‏السّلام) است.
2- در هر زماني، امامي است كه بر همه‏ي مسلمانان واجب است او را بشناسد و به او ايمان بياورند.
3- مراد از مهدي(عج) - كه در روايات پيامبر اكرم (صلّي‏اللّهُ‏عليه‏وآله‏وسلّم) از او خبر داده شده است - دوازدهمين امام از ائمه‏ي اطهار (عليه‏السّلام) است.
بنابراين، بعد از آن كه همه‏ي مسلمانان، بر ايده‏ي مهدويّت اتّفاق دارند و حضرت مهدي (عليه‏السّلام)، امام دوازدهمين شيعيان است، شناخت و اعتقاد به او، واجب است و هر كس بميرد و او را نشناسد، بر مرگ جاهليّت مرده است.
در كتاب‏هاي اهل سنّت هم رواياتي كه مطابق با ايده و عقيده‏ي شيعه‏ي اماميه باشد، وجود دارد. در اين جا به برخي از آن‏ها اشاره مي‏كنيم.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید

http://entizar.ir/page.php?page=showarticles&id=94

ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 16 بهمن ماه ، 1387 توسط admin

نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:



[ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

ورود

نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

لینکهای مرتبط

· مطالب بیشتر در مورد كلام عصمت
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه كلام عصمت:
دلايل غيبت‏حضرت مهدى (عج) (قسمت اول)

 

امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

انتخاب ها


 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 

 


بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف

www.mahdi313.com